ضرب المثلهاي فارسي
ضرب المثلهاي فارسي
قسمت چهارم
ما اينور جوب تو اونور جوب
ما اينور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پيراهن يكي شانزده تومنه
ما را باش كه از بز دنبه ميخواهيم
ما صد نفر بوديم تنها، اونها سه نفر بودند همراه
ما كه خورديم اما نگي يارو خر بود سيرابيت نپخته بود
ما كه در جهنم هستيم يك پله پائين تر
ما كه رسواي جهانيم غم عالم پشمه
ما هم تون را ميتابيم هم بوق را ميزنيم
ما و مجنون همسفر بوديم در دشت جنون، او بمطلبها رسيد و ما هنوز آوارهايم
مادر را دل سوزد، دايه را دامن
مادر زن خرم كرده، توبره بر سرم كرده
مادر كه نيست با زن بابا بايد ساخت
مادر مرده را شيون مياموز
مار بد بهتر بود از يار بد
مار پوست خودشو ول ميكنه اما خوي خودشو ول نميكنه
مار تا راست نشه بسوراخ نميره
مار خورده افعي شده
مار خيلي از پونه خوشش مياد دم لونهاش سبز ميشه
مار گزيده از ريسمان سياه و سفيد ميترسه
مار گير را آخرش مار ميكشه
مار مهره، هر ماري نداره
مار هر كجا كج بره توي لونه خودش راست ميره
ماست را كه خوردي كاسه شو زير سرت بزار
ماست مالي كردن
ماست نيستي كه انگشتت بزنند
ماستها را كيسه كردند
ماستي كه ترشه از تغارش پيداست
مال است نه جان است كه آسان بتوان داد
مال بد بيخ ريش صاحبش
مال به يكجا ميره ايمون به هزار جا
مال خودت را محكم نگهدار همسايه را دزد نكن
مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم
مال دنيا وبال آخرته
مال ما گل مناره، مال مردم زير تغاره
مال مفت صرافي نداره
مال ممسك ميراث ظالمه
مال همه ماله، مال من بيت الماله
مالت را خار كن خودت را عزيز كن
ماما آورده را مرده شور ميبره
ماما كه دو تا شد سر بچه كج در مياد
ماه درخشنده چو پنهان شود، شب پره بازيگر ميدان شود
ماه هميشه زير ابر پنهان نميمونه
ماهي رو هر وقت از آب بگيري تازه است
ماهي ماهي رو ميخوره، ماهي خوار هر دو را
ماهي و ماست؟ عزرائيل ميگه بازم تقصير ماست؟
مبارك خوشگل بود ابله هم درآورد
مثقال نمكه خروار هم نمكه
مثل سيبي كه از وسط نصف كرده باشند
مثل كنيز ملا باقر
مرد چهل ساله تازه اول چلچليشه
مرد خردمند هنر پيشه را، عمر دو بايست در اين روزگار (تا به يكي تجربه آموختن، با دگري تجربه بردن بكار ـ سعدی)
مرد كه تنبوتش دو تا شد بفكر زن نو ميافته
مرده را رو كه رو بدي بكفن خودش ميرينه
مردي را پاي دار ميبردند زنش ميگفت: يه شليته گلي براي من بيار
مردي كه نون نداره اين همه زبون نداره
مرغ بيوقت خوان را بايد سر بريد
مرغ زيرك كه ميرميد از دام؛ با همه زيركي بدام افتاد
مرغ گرسنه ارزن در خواب ميبينه
مرغ همسايه غازه
مرغ يه پا داره
مرغ، هم تخم ميكمه هم چلغوز
مرغي را كه در هواست نبايد به سيخ كشيد
مرغي كه انجير ميخوره نوكش كجه
مرگ براي من، گلابي براي بيمار
مرگ به فقير و غني نگاه نميكنه
مرگ خر عروسي سگه
مرگ خوبه اما براي همسايه
مرگ ميخواهي برو گيلان
مرگ يه بار شيون يه بار
مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد (نابرده رنج گنج ميسر نميشود ... ـ سعدی)
مزد خر سور چروني خر سواريست
مزد دست مهتر چس يابوست
مسجد نساخته گدا درش ايستاده
مشتري آخر شب خونش پاي خودشه
مشك خالي و پرهيز آب
معامله با خودي غصه داره
معامله نقد بوي مشك ميده
معما چو حل گشت آسان شود
مغز خر خورده
مفرداتش خوبه اما مرده شور تركيبشو ببره
مگس به فضلهاش بشينه تا مورچه خور دنبالش ميدوه
مگه سيب سرخ براي دست چلاق خوبه؟
مگه كاشونه كه كپه با فعله است؟
ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشكل
ملا نصرالدين صنار ميگرفت سگ اخته ميكرد، يك عباسي ميداد ميرفت حموم
من از بيگانگان هرگز ننالم، كه با من هر چه كرد آن آشنا كرد (حافظ)
من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم، تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال (سعدی)
من كجا و خليفه در بغداد
من ميگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف
من ميگم خواجهام تو ميگي چند تا چه داري؟
من ميگم نره تو ميگي بدوش
من نميگويم سمندر باش يا پروانه باش، چون بفكر سوختن افتادهاي مردانه باش (مرتضي قليخان شاملو)
من نوكر حاكمم نه نوكر بادنجان
مه فشاند نور و سگ عوعو كند، هر كسي بر طينت خود ميتند (مولوی)
مهتاب نرخ ماست را ميشكنه
مهره مار داره
مهمون بايد خنده رو باشه اگر چه صاحب خونه، خون گريه كنه
مهمون تا سه روز عزيزه
مهمون خر صاحبخونه است
مهمون كه يكي شد صاحبخونه گاو ميكشه
مهمون مهمون و نميتونه ببينه صاحبخونه هر دو را
مهمون ناخونده خرجش پاي خودشه
مهمون هر كي، و در خونه هر چي
موريانه همه چيز خونه را ميخوره جز غم صاحب خونه را
موش به سوراخ نميرفت جارو به دم بست
موش به همبونه (انبار) كار نداره همبونه به موش كار داره
موش چيه كه كله پاچش باشه
موش زنده بهتر از گربه مرده است
موش و گربه كه با هم بسازند دكان بقالي خراب ميشه
مي بخور، منبر بسوزان، مردم آزاري مكن
ميخواي عزيز بشي يا دور شو يا كور شو
ميراث خرس به كفتار ميرسه
ميراث خوار بهتر از چشته خوره
ميهمان راحت جان است و ليكن چو نفس، خفه سازد كه فرود آيد و بيرون نرود
ميون حق و باطل چهار انگشته
ميون دعوا حلوا خير نميكنند
ميون دعوا نرخ معين ميكنه
ميوه خوب نصيب شغال ميشه
ناخوانده بخانه خدا نتوان رفت
ناز عروس به جهازه
نازكش داري ناز كن، نداري پاهاتو دراز كن
نبرد رگي تا نخواهد خداي (اگر تيغ عالم جنبد ز جای ...)
نخود توي شله زرد
نخود همه آش
نخودچي توي جيبم ميكني اونوقت سرم را ميشكني؟
نخودچي شو دزديده
نديد بديد وقتي بديد به خود بريد
نذر ميكنم واسه سرم خودم ميخورم و پسرم
نردبون دزدها
نردبون، پله به پله
نرمي ز حد مبر كه چو دندان مار ريخت، هر طفل ني سوار كند تازيانه اش (صائب)
نزديك شتر نخواب تا خواب آشفته نبيني
نزن در كسي را تا نزنند درت را
نسيه نسيه آخر بدعوا نسيه
نشاشيدي شب درازه
نشسته پاكه
نفسش از جاي گرم در مياد
نكرده كار نبرند بكار
نگاه بدست ننه كن مثل ننه غربيله كن
نه از من جو، نه از تو دو، بخور كاهي برو راهي
نه آب و نه آباداني نه گلبانگ مسلماني
نه آفتاب از اين گرمتر ميشود و نه غلام از اين سياهتر
نه باون خميري نه باين فطيري
نه بباره نه به داره، اسمش خاله موندگاره
نه بر مرده بر زنده بايد گريست (گر اين تير از تركش رستمي است ـ فردوسی)
نه به اون شوري شوري نه باين بينمكي
نه پسر دنيائيم نه دختر آخرت
نه پشت دارم نه مشت
نه پير را براي خر خريدن بفرست نه جوان را براي زن گرفتن
نه چك زدم نه چونه، عروس اومد به خونه
نه خاني اومده نه خاني رفته
نه خود خوري نه كس دهي گنده كني به سگ دهي
نه در غربت دلم شاد و نه روئي در وطن دارم، الهي بخت برگردد از طالع كه من دارم
نه در غربت دلم شاد و نه روئي در وطن دارم، الهي بخت برگردد از طالع كه من دارم
نه دزد باش نه دزد زده
نه راه پس دارم نه راه پيش
نه سر پيازم نه ته پياز
نه سر كرباسم نه ته كرباس
نه سرم را بشكن نه گردو توي دومنم كن
نه سيخ بسوره نه كباب (كاري بكن بهر ثواب ...)
نه شير شتر نه ديدار عرب
نه عروس دنيا نه داماد آخرت
نه قم خوبه نه كاشون لعنت به هر دوتاشون
نه مال دارم ديوان ببره نه ايمان دارم شيطان ببره
نه نماز شبگير كن نه آب توي شير كن
نه هر كه سر نتراشد قلندري داند
نوشدارو بعد از مرگ سهراب
نوكر باب، شيش ماه چاقه شيش ماه لاغر
نوكر بيجيره و مواجب تاج سر آقاست
نوكه اومد به ببازار كهنه ميشه دلآزار
نون اينجا آب اينجا، كجا بروم به از اينجا؟
نون بده، فرمون بده
نون بدو، آب بدو، تو بدنبالش بدو
نون بهمه كس بده، اما نان همه كس مخور
نون خودتو ميخوري حرف مردم و چرا ميزني؟
نون خونه رئيسه، سگش هم همراهشه
نون را بايد جويد توي دهنش گذاشت
نون را به اشتهاي مردم نميشه خورد
نون گدائي رو گاو خورد ديگه بكار نرفت
نون نامردي توي شكم مرد نميمونه
نون نداره بخوره پياز ميخوره اشتهاش واشه
نون نكش آب لوله كش
نونت را با آب بخور منت آبدوغ نكش
نونش توي روغنه
نونش را پشت شيشه ميماله
ني به نوك دماغش نمیرسه
نيش عقرب نه از ره كين است، اقتضاي طبيتش اين است
نيكي و پرسش؟
واي به خوني كه يكشب از ميونش بگذره
واي به كاري كه نسازد خدا
واي به مرگي كه مرده شو هم عزا بگيره
واي به وقتي كه بگندد نمك
واي به وقتي كه چاروادار راهدار بشه
واي بوقتي كه قاچاقچي گمركچي بشه
وعده سر خرمن دادن
وقت خوردن، خاله، خواهر زاده را نميشناسه
وقت مواجب سرهنگه، وقت كار كردن سربازه
وقتي كه جيك جيك مستونت بود ياد زمستونت نبود؟
وقتي مادر نباشه با زن بابا بايد ساخت
هر جا خرسه، جاي ترسه
هر جا سنگه بپاي احمد لنگه
هر جا كه آشه، كل، فراشه
هر جا كه پري رخيست ديوي با اوست
هر جا كه گندوم نده مال من دردمنده
هر جا كه نمك خوري نمكدون نشكن
هر جا مرغ لاغره، جايش خونه ملا باقره
هر جا هيچ جا، يك جا همه جا
هر چه از دزد موند، رمال برد
هر چه بخود نپسندي بديگران نپسند
هر چه بگندد نمكش ميزنند، واي به وقتي كه گندد نمك
هر چه به همش بزني گندش زيادتر ميشه
هر چه پول بدياش ميخوري
هر چه پيش آيد خوش آيد
هر چه خدا خواست همان شود، هر چه دلم خواست نه آن شد
هر چه خورده نريده
هر چه دختر همسايه چل تر، براي ما بهتر
هر چه در ديگ است به چمچه مياد
هر چه دير نپايد دلبستگي را نشايد
هر چه رشتم پنبه شد
هر چه سر، بزرگتر درد بزرگتر
هر چه عوض داره گله نداره
هر چه كني بخود كني گر همه نيك و بد كني
هر چه كه پيدا ميكنه خرج اتينا ميكنه
هر چه مار از پونه بدش مياد بيشتر در لونهاش سبز ميشه
هر چه ميگم نره، بازم ميگه بدوش
هر چه نصيب است نه كم ميدهند، ور نستاني به ستم ميدهند
هر چه هست از قامت ناساز بياندام ماست، ورنه تشريف توبر بالاي كس كوتاه نيست (حافظ)
هر چيز كه خوار آيد يكروز به كار آيد
هر خري را به يك چوب نميرونند
هر دودي از كباب نيست
هر رفتي، آمدي داره
هر سخن جائي و هر نكته مقامي دارد
هر سرازيري يك سر بالائي داره
هر سركهاي از آب، ترش تره
هر سگ در خونه صاحابش شيره
هر شب شب قدر است اگر قدر بداني
هر كس از هر جا رونده است با ما برادر خونده است
هر كسي پنجروزه نوبت اوست (دور مجنون گذشت و نوبت ماست (حافظ)
هر كه با مادر خود زنا كنه با دگران چها كنه
هر كه بامش بيش برفش بيش
هر كه به اميد همسايه نشست گرسنه ميخوابه
هر كه بيك كار، بهمه كار، هر كه بهمه كار بهيچ كار
هر كه تنها قاضي رفت خوشحال بر ميگرده
هر كه خربزه ميخوره پاي لرزش هم ميشينه
هر كه خري نداره غمي نداره
هر كه خيانت ورزد دستش در حساب بلرزد
هر كه دست از جان بشويد هر چه در دل دارد گويد
هر كه را زر در ترازوست زور در بازوست
هر كه را طاووس بايد جور هندوستان كشد
هر كه را مال هست و عقلش نيست، روزي آن مال مالشي دهدش (و آن كه را عقل هست و مالش نيست، روزي آن عقل بالشي دهدش ـ عمادي شهرياری)
هر كه را ميخواهي بشناسي يا باهاش معامله كن يا سفر كن
هر كه شيريني فروشد مشتري بروي بجوشد
هر كه نان از عمل خويش خورد، منت از حاتم طائي نبرد
هر كي بفكر خويشه، كوسه بفكر ريشه
هر كي خر شد، ما پالونيم
هر كي كه زن نداره،آروم تن نداره
هر گردي گردو نيست
هر گلي زدي سر خودت زدي
هر مرغي انجير نميخوره
هزار تا چاقو بسازه يكيش دسته نداره
هزار تا دختر كور و يكروزه شوهر ميده
هزار دوست كمه، يك دشمن بسيار
هزار قورباغه جاي يه ماهي رو نميگيره
هزار مرتبه بهتر بنزد ابن يمين، زفرمملكت كيقباد و كيخسرو
هزار وعده خوبان يكي وفا نكند
هشتش گرو نه است
هلو برو تو گلو
هم از توبره ميخوره هم از آخور
هم از شورباي قم افتاديم هم از حليم كاشون
هم چوب را خورديم هم پياز را و هم پول را داديم
هم حلواي مرده هاست هم خورش زندهها
هم خدا را ميخواهد هم خرما
هم فاله و هم تماشا
هم لحافه و هم تشك
هم ميترسم هم ميترسونم
همان خر است و يك كيله جو
هماناش است و همان كاسه
همدون دوره و كردوش نزديك
همدون دوره و كردوش نزديك
همسايه نزديك، بهتر از برادر دور
همسايهها ياري كنيد تا من شوهر داري كنم
همكار همكار و نميتونه ببيند
همنشين به بود تا من از او بهتر شوم
همه ابري هم بارون نداره
همه خرها رو به يك چوب نميرونند
همه رو مار ميگزه مارو خر چسونه
همه سروته يه كرباسند
همه قافله پس و پيشيم
همه كاره و هيچ كاره
همه ماري مهره نداره
همه ماهي خطر داره بدناميشو صفر داره
هميشه آب در جوي آقا رفيع نميره به دفه هم در جوي آقا شفيع ميره
هميشه خره خرما نميرينه
هميشه روزگار بانسان رو نميكنه
هميشه شعبان، يكبا ر هم رمضان
هميشه ما ميديديم يه دفعه هم تو ببين
همينو كه زائيدي بزرگش كن
هنور دهنش بوي شير ميده
هنوز باد به زخمش نخورده
هنوز سر از تخم در نياورده
هنوز غوره نشده مويز شده
هوو هوو را خوشگل ميكنه جاري جاري را كدبانو
هيچ ارزوني بيعلت نيست
هيچ انگوري دوبار غوره نميشه
هيچ بده را به هيچ بستاني كاري نيست
هيچ بدي نرفت كه خوب جاش بياد
هيچ بقالي نميگه ماست من ترشه
هيچ تقلبي بهتر از راستي نيست
هيچ چراغي تا به صبح نميسوزه
هيچ چيز شرط هيچ چيز نيست
هيچ دوئي نيست كه سه نشه
هيچ دودي بيآتش نيست
هيچ عروس سياه بختي نيست كه تا چهل روز سفيد بخت نباشه
هيچ گروني بيحكمت نيست
هيچكاره و همه كاره
هيچكاره، رقاص پاي نقاره
هيچكس در پيش خود چيزي نشد
هيچكس را توي گور ديگري نميگذارن
هيچكس روزي ديگري را نميخوره
هيچكس نميگه ماست من ترشه
يا خدا يا خرما
يا زنگي زنگ باش يا رومي روم
يا علي غرقش كن منهم روش
يا كوچه گردي يا خانه داري
يا مرد باش يا نيمه مرد يا هپل هپو
يا مرگ يا اشتها
يا مكن با پيلان دوستي، يا بنا كن خانه در خورد پيل
يابوي اخته و مرد كوسه سن و سالشون معلوم نيست
يابوي پيش آهنگ آخرش توبره كش ميشه
يار در خانه و گرد جهان ميگرديم
يار، مرا ياد كنه ولو با يك هل پوك
يارب مباد آنكه گدا معتبر شود
ياربد، بدتر بود از يار بد
يارقديم، اسب زين كرده است
يعني كشك
يك ارزن از دستش نميريزه
يك انار و صد بيمار
يك بار جستي ملخه، دو بار جستي ملخه، آخر به دستي ملخه
يك بز گر گله را گر ميكند
يك داغ دل بس است براي قبيلهاي
يك ده آباد به از صد شهر خراب
يك ده آباد بهتر از صد شهر خراب
يك مرده بنام به كه صد زنده به ننگ
يكخورده شاخ بهتر از هزار ذرع دمه
يكدم نشد كه بيسر خر زندگي كنيم
يكي به نعل و يكي به ميخ
يكي چهارشنبه پول پيدا ميكنه يكي گم ميكنه
يكي رو تو ده راه نميدادند سراغ كدخدارو ميگرفت
يكي كمه، دوتا غمه، سه تا خاطر جمه
يكي گفت: مادرم را ميفروشم. گفتند: كه چطور مادرت را ميفروشي؟گفت: قيمتي ميگم كه نخرند
يكي مرد و يكي مردار شد يكي به غضب خدا گرفتار شد
يكي ميبره يكي ميدوزد
يكي ميمرد ز درد بينوايي، يكي ميگفت خانوم زردك ميخواهي؟
يكي نون نداشت بخوره پياز ميخورد كه اشتهاش واشه
يكي يه دونه يا خل ميشه يا ديوونه
يه بام و دو هوا
يه پا چارق، يه پا گيوه
يه پاش اين دنيا يه پاش اون دنياست
يه پول جيگرك سفره قلمكار نميخواد
يه تب يه پهلوان و ميخوابونه
يه تختهاش كمه
يه جا ميل و مناره را نميبينه يه جا ذره رو در هوا ميشماره
يه چيز بگو بگنجه
يه حموم خرابه چهل تا جومه دار نميخواد
يه خونه داريم پنبه ريسه، ميون هفتاد ورثه
يه دست به پيش و يه دست به پس
يه دست صدا نداره
يه دستم سپر بود، يه دستم شمشير، با دندونام كه نميتونم بجنگم
يه ديوانه سنگي به چاه ميندازه كه صدعاقل نميتونه بيرون بياره
يه روده راست توي شيكمش نيست
يه روز حلاجي ميكنه سه روز پنبه از ريش ور ميچينه
يه روزه مهمونيم و صد ساله دعاگو
يه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون كره
يه سال روزه بگير آخرش با فضله سگ افطار كن
يه سوزن بخودت بزن و يه جوالدوز به مردم
يه سيب و كه به هوا بندازي تا بياد پائين هزار تا چرخ ميخوره
يه شكم سير بهتر از صد شكم نيم سير
يه عمر گدائي كرده هنوز شب جمعه رو نميدونهيه كاسه چي صد تا سرناچي
يه كفش آهني ميخواد و يه عصاي فولادي
يه كلاغ و چهل كلاغ
يه گوشش دره يه گوشش دروازه
يه لاش كرديم نرسيد دو لاش كرديم كه برسد
يه لقمه نون پرپري من بخورم يا اكبري
يه مثقال گه توي شكمش نيست ميخواد به شمس العماره برينه
يه مريد خر بهتر از يه ده شيش دانگ
يه مو از خرس كندن غنيمته
يه مويز و چل قلندر
يه نه بگو، نه ماه رو دل نكش
يه وقت از سوراخ سوزن تو ميره يه وقت از در دروازه تو نميره